وب گستر میانه
       
       

|  تجارت الکترونیکی آموزش الکترونیکی  |  ثبت دامین  |  میزبانی وب  |  درباره ما  |  تماس با ما | English

 +98 423 2222372

جوک و لطیفه فارسی >> طنز فارسی

پس از اعدام 10 قاچاقچی جسد 11 نفر بر جای مانده بود ، کمی آن طرفتر پیرزنی در حال گریه می  گفت:

آخه ننه جون چقدر بهت گفتم اینجا صف روغن نیست.

1

بابا جونم می دونی فرق مسلسل با تفنگ چیه؟؟

آره پسرم تفنگ مثل حرف زدن من می مونه اما مسلسل مثل حرف زدن مامانت اینا است که یه ریز حرف می زنه.

2

ملا نصرالدین با قوچعلی و عل عسگر و دوستشون غضنفر و بیوک آقا صحبت می کرد که :اغلب افراد نادان و بی عقل حماقت و نادانی خودشونو اسمشو می ذارن تقدیر و سرنوشت.

و از اونا پرسید که : " یه خورده از تقدیر و سرنوشتشون براش بگن " !!!

3

 

این صفحه در دست ساخت می باشد.

 

 

جوک و لطیفه

ملانصرالدین

عل عسگر

قوچعلی

غضنفر

کاکا

پیرمرد

بیوک آقا!

 

لطيفه هاي مورد نظر و درخواستی شما نيز ميتوانند در اين بخش قرار بگيرند ، براي ارسال لطيفه مورد نظر خودتان لينک زير را کليک کنيد

ارسال لطیفه و جک

 

بهترین کیفیت تصویر 768*1024 و IE6.0

Copyright © 2003-2006 Webgostar! Inc. All rights reserved.

Email : WebMaster@Webgostarco.com

Designed By: Amir

آخرين بروز رسانی 4 آذر 83

وب گستر میانه