|
پس از آنكه
PC بعنوان يك كامپيوتر كوچك، كامل و همه منظوره در محيطهاي كاري (وحتي
منزل افراد) پذيرفتهشد و جا افتاد، متخصصين اين رشته با مسائل جديدي
مواجهشدند. قبلاً 60 كاربر با 6 كامپيوتر Mainframe جمعاً به 6 اتصال
شبكهاي نيازداشتند در حاليكه اگر بنا بود 60 كامپيوتر شخصي به هم
متصل شود بايد 60 اتصال برقرارميشد! (شكل 2ـ1).
فراموش نكنيد كه
PC يك كامپيوتر مستقل محسوب ميشود و همانند يك كامپيوتر Mainframe به
اتصال مستقيم با كانال اصلي شبكه احتياج دارد. بعنوان مثال اگر
تكنولوژي برقراري ارتباط بين كامپيوترها مبتني بر ”توپولوژي حلقه”
(Ring) باشد، اتصال 60 كامپيوتر PC (و آنهم با پهناي باند 4Mbps)
كارآئي شبكه را بسيار كمخواهدكرد.
وقتي يك شبكة محلي بيش از حدّ معمول گسترشپيداكند دو مشكل عمده ايجاد
خواهدكرد:
· تمام
كامپيوترهاي متصل به يك شبكة محلّي بايد همگي از يك سختافزار و پروتكل
واحد و مشابه استفادهكنند. در ضمن هر كامپيوتر متصل به يك شبكه بايد
داراي آدرس منحصر بهفرد و يكتائي باشد تا در شبكه شناسائي شود.
· در
يك شبكة محلي كانال انتقال بين همة كامپيوترها مشترك است و افزايش
تعداد كامپيوترها و ابزارهاي متصل به يك كانال واحد، كارآئي شبكه را به
شدت كاهش خواهد داد.
پس از ظهور
PC و استقبال چشمگير از اين پديده كه نتيجة مستقيم قيمت ارزان و
قابليت بالاي آن بود، متخصصين شبكه و صاحبان صنايع به ساخت مسيرياب
براي اتصال شبكههاي كوچك و محلّي ترغيب شدند. بدينترتيب ميشد تا
شبكههاي محلي كوچك و با راندمان بالا طراحي و پياده كرد و ارتباط
مابين آنها را از طريق مسيرياب برقرار نمود.
با استفاده از يك مسيرياب ديگر لازم نبود كه همة ماشينهاي شبكه از
سختافزار، نرمافزار و پروتكل ارتباطي يكسان استفادهكنند و بدين
ترتيب انعطاف لازم در توسعة انواع سختافزار و نرمافزارهاي شبكه
پديدآمد.
با ابداع مسيرياب
مفهوم ” محيط باز ـ
Open-Environemt ” و ” شبكة باز- Open-Network” عينيت يافت:
” اتصال شبكههاي گوناگون با نرمافزار و سختافزار متفاوت به يكديگر و
امكان تبادل اطلاعات”.
شبكههاي كوچك محلّي، كارآمدتر و قابل مديريتتر هستند؛ پس ميشود يك
شبكة بزرگ را به چند شبكة كوچك شكست و با استفاده از مسيرياب ارتباط
آنها را برقرار ساخت.
شايد بتوان بنيانگزاران تكنولوژي مسيريابي را
Lerner و Bosack دانست. اين دونفر بدون حمايت مالي با سرمايهگذاري
شخصي، تحقيق و توسعة تكنولوژي مسيرياب را آغازكردند. پس از دو سال
كارآنها به نتيجه رسيد و اولين مسيرياب را عرضهكرده و آنرا در دانشگاه
استنفورد بكار گرفتند.
مسيريابهاي طراحيشده توسط آنها نتيجه داد و دانشگاه استنفورد صاحب
اولين شبكة عظيم و متصل (در آنزمان) شد.
پس از آنكه قابليت مسيريابهاي طراحيشده به اثبات رسيد،Lerner
و Bosack سعيكردند محصول خود را تجاري كنند. دانشگاه استنفورد ترويج و
سرمايهگذاري برروي تكنولوژي جديد مسيريابي را ردّ كرد و بدينترتيب
اين دو نفر توليد مسيريابهاي خود را شخصاً برعهدهگرفتند و شركت سيسكو
را بنيان نهادند.
|