|
بگونهاي كه اشارهشد، جدول مسيريابي همانند يك پايگاه داده كوچك است
كه در حافظة اصلي نگهداري ميشود. قالب و ساختار اين بانك اطلاعاتي
بستگي به نوع پروتكلي دارد كه مسيرياب بكارگرفتهاست. لذا آيتمهائي كه
در اين قسمت بررسيخواهندشد اطلاعاتي هستند كه بطور عام در جدول
مسيريابي تمام پروتكلها وجود دارند. دردروس بعد وقتي يك پروتكل خاص مثل
RIP را بررسيميكنيم ساختار جدول مسيريابي مختص به آنرا نيز
تحليلخواهيم كرد.
شايد مهمترين بخش اطلاعاتي كه دردرون جدول مسيريابي ذخيرهميشود، در
خصوص ارتباط يكبهيك بين مسيريابها و شبكهها باشد. بعنوان مثال با
دقت به شكل (4-5) چكيدة اطلاعاتي كه در جدول مسيرياب A بايد ذخيرهشود،
چيزي شبيه به فهرست زير است:
Network A _ ME
Network B _ Router B
Network C _ Router C
Network D _ Router F
Network D _ Router H
Network E _ Router F
Network E _ Router H
Network F _ Router E
بابررسي اين فهرست، متوجه تفاوتهائي بين تركيب مسيريابهاي شكل (4-5)
جدول مسيريابي فوق خواهيدشد. مسيرياب G در حقيقت ”دروازة پيشفرض”
(Default Gatway) براي شبكة D محسوبميشود در حالي كه مسيرياب A،
مسيريابهاي F و H را مسيريابهاي تحويلگيرندة ترافيك شبكة D
تلقيميكند. اين بدان دليل است كه در اين جدول گام بعدي مسير (Next
Hop ) مشخص شدهاست و در حقيقت A براي هدايت ترافيك دادهها به سمت
شبكة D بايد از طريق F يا H عملكند و اطلاعي از ادامة مسيرندارد. يعني
A اگر چه از وجود شبكة مطلع است ولي از مسير كامل اطلاعيندارد.
اگر هر مسيرياب بخواهد يك جدول مسيريابي كامل از سرتاسر
شبكهداشتهباشد(يعني مثلاً مسيرياب A بداند بين G و H يك لينك با
هزينة مثلاً C وجود دارد.) اشكالات زير بروزخواهد كرد:
اولآنكه حجم چنين جدولي بسيار بزرگخواهد شد و هر چه جداول مسيريابي
بزرگ و بزرگتر شود زمان جستجو و پردازش آن زيادشده ودر نتيجه زمان
پيداكردن بهترين مسير براي دادهها افزايشخواهديافت.
ثانياً هرگاه تمام مسيريابها جدولي كامل از كل شبكه در اختيار
داشتهباشند مشكلي به نام ”همگرائي ـ Convergence ـ” پديدميآيد. مشكل
”همگرائي” بدين معناست كه وقتي يك مسيرياب اطلاعات كل شبكه كه مستقيماً
بدان متصل نيست و با آن فاصله دارد، پس از مدت زمان قابلملاحظهاي به
اطلاع آن مسيرياب خواهد رسيد. بدينترتيب تغيير در هزينههاي زماني
اعمالميشود كه مدت زماني گذشته و مقادير آن عوضشدهاست و بدينترتيب
در خلال اين زمان، عمل مسيريابي براساس اطلاعات قديمي و اشتباه انجام
ميشود و اين روند در يك دور باطل ادامهخواهديافت. حتي اگر زماني كه
جداول مسيريابي تمام مسيريابهاي شبكه با اطلاعات صحيح به هنگام 4
ميشود، شرايط ترافيكي يا توپولوژيكي شبكه تغييرنكند در اين زمان
مسيريابي بر اساس اطلاعات نا صحيح و ناقص انجامميشود. (در برخي از
محيطها اين زمان بسيار طولاني و غيرقابل تحمل است)
يكي از پارامترهاي مهمي كه در جدول مسيريابي نگهداريميشود و
الگوريتمهاي مسيريابي نيازمند آن هستند، ”معيارهاي هزينه ـ costـ” يا
”معيارهاي مسيريابي بهينه ـ routing metricsـ” است. وقتي در يك محيط
پيچيده، بين دو مسيرياب مسيرهاي متعددي وجود دارد، مسيرياب بايد از بين
اين مسيرها، مسير بهينه را انتخابنمايد. سؤال مهمي كه محل مناقشه و
بحثخواهدبود آنست كه ملاك و معيار بهينگي چيست: تذخير كمتر؟ توان
خروجي خط (Troughput) ؟ امنيت؟ يا هزينة اقتصادي پايينتر؟ بهرحال اين
پارامتر كه شديداً به محيط نوع پروتكل مسيريابي وابستهاست، در
الگوريتم محاسبة بهترين مسير، موردنيازخواهد بود و بطور معمول بايد
مقدار عددي داشتهباشد. بعنوان يك مثال بسيارساده در شكل (4-5) دو مسير
از مسيرياب A تا شبكة D وجود دارد. براي آنكه مسيرياب A تصميمبگيرد
كداميك از مسيرهاي F يا H را بعنوان گام بعدي در مسير (Next Hop)
انتخابنمايد، بايد معياري براي تصميمگيري در اختيار داشتهباشد.
يكي از پارامترهائي كه متخصص مسيريابي قادر به تنظيم آن خواهد بود
معيار و كميّت عادي هزينة بين دو مسيرياب در شبكهاست. فراموشنكنيد كه
در بسياري از مواقع اين كميّت كه بصورت تجربي و سليقهاي تعيين ميشود.
(البته بادرنظرگرفتن مسائلي مثل هزينههاي اقتصادي خط (برحسب دلار يا
ريال)، امنيت خط، ترافيك يا قابليت اعتماد ـ Reliabilityـ )
|